خیلی وقته ک اصلا یادم رفته بود اینجا وجود داره.
یک عالمه چیز عوض شده.
مادربزرگم دیگه پیشم نیست.
من کلا یه ادم دیگم انگار.
خیلی زود میگذره زمان و من هی ازش عقب میمونم.
تنهام ولی حس بدی ندارم
یه باد خنکی میاد که روحمو تازه میکنه
تو این نقطه از زندگیم هییییچ ایده ای ندارم که دارم با زندگیم چکار میکنم ولی بازم خیلی چیل و ارومم
در کل همه چی خوبه
ولی یچیزی کمه ، یکاری باید بکنم
این که ندونی باید چیکار کنی از اینکه کلی کار داشته باشی خیلی بدتره
کاش میدونستم چی کمه
کاش میدونستم باید چیکار کنم
خدایا چرا این ترم تموم نمیشه؟؟؟؟
پایانترمامو چرا دارم خراب میکنم ؟؟؟
درس چرا نمیخونم؟؟؟؟
اورثینک میکنم چرا انقد ؟؟؟؟
توجه به جزئیات مهمه . تو کار تو معامله تو خرید تو هرچی
ولی تو ادما مهم تره ، ادما وقتی کسیو دوست دارن ناخوداگاه به جزئیاتش بیشتر دقت میکنن .
درست مثل این که شما هرچقد تو یه چیزی حرفه ای تر باشی ریزه کاریای اون موضوعو راحت تر میفهمی .
مثلا اینکه وقتی یه نفر میخنده زبونشو میچسبونه پشت دندونای جلوش یه چیزیه که به خود طرف بگی مسخرت میکنه .
ولی این یعنی تو چقد به خنده هاش توجه کردی
ینی وقتی میخنده زل زدی بهش ، به خنده هاش
هرکسی اینارو نمیفهمه
ولی جزئیات خیلی مهمه
خیلی
صدای ناله های مادربزرگم که از درد داره به خودش میپیچه داره دیوونم میکنه
کاش نمیموندم شب اینجا
ولی دلم تنگ شده بود
قیافش خیلی عوض شده . اون مامان بزرگ تپلی مهربونم که تو دعواهام با مامانم طرف منو بجای دخترش میگرفت ، اون ک پایه مسافرتایی بود ک مامان بابام اجازشو بم نمیدادن ، اون که میرفتم شبا پیشش بخوابم تا برام قرمه سبزی درست کنه و قصه بخونه حالا نمیتونه حتی تنهایی راه بره .
سرطان بدترین چیز دنیاست
کاش هیشکی تو دنیا سرطان نگیره
کاش میتونستم گریه کنم